در اواسط قرن بیستم، حسگرهای تخصصی ربات متولد شدند، که اولین بار بود که مجموعه ای از ربات ها و حسگرها در دید مردم ظاهر شد. حسگرهای بصری ابتدا روی رباتها به کار میروند که با یک پردازنده سیستم بصری جفت میشوند تا کارهایی مانند جمعآوری تصویر، جمعآوری تصویر، پردازش تصویر و درک تصویر را برای روباتها انجام دهند. پس از سال 1970، مؤسسه تولیدی هیتاچی از دانشگاه توکیو، ژاپن و IBM حسگرهای نیرو را برای انگشتان، مفاصل، مچ دست و غیره توسعه دادند و یک سیستم سنجش نیرو به عنوان مکملی برای سیستم بینایی ساختند. از آن زمان، توسعه ربات ها و حسگرها جدایی ناپذیر شده است.

تراشه ها به پیشرفت سریع روبات ها کمک می کنند
در سال 1946، زمانی که اولین کامپیوتر جهان متولد شد، هنوز یک غول بزرگ بود که به 18000 لوله الکترونیکی نیاز داشت، مساحتی به وسعت 170 متر مربع را پوشش می داد، 30 تن وزن داشت، حدود 150 کیلووات انرژی مصرف می کرد و می توانست فقط 5000 محاسبه در ثانیه انجام دهد. امروزه پس از گذشت 70 سال، پردازنده های تلفن همراه با فرآیند 4 نانومتری 3.2 گیگاهرتز دیگر جدید نیستند. حسگرهای مختلف با دقت بالا که تمام بدن یک ربات را پوشش می دهند، داده های بیشتری را به مغز ربات می آورند. با این حال، به لطف توسعه سریع تراشه های کامپیوتری و بهبود قدرت محاسباتی ربات، ربات می تواند به راحتی با چنین مشکل عظیم پردازش داده کنار بیاید. توسعه تراشههای کامپیوتری نه تنها باعث میشود روباتها توانایی بیشتری در پردازش دادهها داشته باشند، بلکه به برنامههای کنترلی پیچیدهتر اجازه میدهد تا روی روباتها اجرا شوند و به آنها اجازه میدهد تا اقدامات دشوارتری را انجام دهند.
سنسورها همچنین کاربردهای فرامرزی دارند
پیشرفت حسگرها برای بسیاری از زمینه های دیگر سودمند بوده است. در گذشته مردم نمی دانستند چگونه از طبیعت محافظت کنند و در نتیجه صدمات جبران ناپذیری به طبیعت وارد می شد. به عنوان مثال، پایتخت مه آلود معروف لندن که تحت تأثیر حجم زیادی از احتراق زغال سنگ قرار گرفته است، هنوز قادر به ترمیم محیطی که زمانی آسیب دیده است، نیست. اثر گلخانهای که در سالهای اخیر بارها به آن اشاره میشود، ناشی از انتشار غیرقابل کنترل انسانی است که لایه اوزون را در جو تخریب میکند. امروزه، با استفاده از حسگرهای با دقت بالا، دپارتمانهای حفاظت از محیط زیست میتوانند مستقیمتر دادههای انتشار را بخوانند، انتشارات مختلف شرکتها و جامعه را بهشدت رصد کنند، محدودههای انتشار قابل کنترل را به دقت محاسبه کنند و سیاستهای انتشار مربوطه را تنظیم کنند. به عنوان مثال، مفهوم رایج "خنثی کربن" در سال های اخیر، چگونگی دستیابی به خنثی بودن کربن، و اینکه آیا به خنثی بودن کربن دست یابیم، داده های عینی هستند که برای قضاوت دقیق نیاز به کمک حسگرها دارند.

این دو مکمل یکدیگر هستند و نمی توان آنها را نادیده گرفت
در واقع، رباتها و حسگرها بهطور کلی به هم متصل هستند. یک ربات مانند بدن انسان است که مسئول دریافت و اجرای دستورات از مغز است. حسگرها مانند چشم انسان هستند که وظیفه تشخیص محیط بیرونی و قضاوت در مورد ایمن بودن و در محل اجرای تنه را دارند. یک محصول عالی ربات نه تنها به یک تنه انعطاف پذیر و چشمان روشن نیاز دارد، بلکه به یک ذهن هوشمند و انرژی کافی نیز نیاز دارد. و سنسورهای دقیق، اگر به خوبی در روباتهای عالی استفاده نشوند، فاقد استعداد هستند. توسعه آینده ربات ها تنها توسعه حسگرها نیست، بلکه توسعه قدرت محاسباتی، تامین انرژی و مواد نیز می باشد. با به روز رسانی مکرر سنسورها و تراشه ها، ربات ها قطعا در آینده خلاقیت بیشتری خواهند داشت!

